تبليغاتX
عشق

عشق

مكه تو قسم نخورده بودي كه دلمو تنها نذاري

رو به رو نشستي اما از غريبه كم نداري

از صداي تو شنيدم كه دلت دوسم نداره

مكه تو قسم نخورده بودي كه دلمو تنها نذاري

مكه تو قسم نخوردي هركز از روز جدايي جيزي نكي

       تومكه قسم نخوردي بي وفا

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت0:7توسط سام | |

زندگی به من اموخت که چگونه گریه کنم

اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

تو به من اموختی که چگونه دوست داشته باشم

ام به من نیا موختی چگونه تورا فراموش کنم

+نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت0:37توسط سام | |

اخه مگه فرشته ام رسم شکستن بلده

ادم میتونه بد باشه مگه فرشته ام بده!!!!!!!!!!!!!

 

دیشب........::::::::::

دیشب دلم خیلی گرفتابر  چشمام بارونی شد از غصه دوری تو خون جای اشکام جاری شد

تا صبح کنار عکس تو بیاد خاطراتمون نشستمو اه کشیدم واسه رو زای رفتمون

بدون خدا نمیگذره از این همه جفای تو نداره چاره بی وفا بعد مرگم حسرت تو

+نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت17:46توسط سام | |

کاشکی بفهمی

      کاشکی بدونی

کاشکی بیایو پیشم بمونی

چشماتو هر شب تو خواب می بینم

چشم انتظارت تا کی بشینم

کی تونگاهم عشقو میخونی

منو به چشمات کی میرسونی

کاشکی بفهمی من تورو میخوام تویی عزیزم تموم دنیام

دارم میمیرم از غم دوریت توبیخیالی غرق غروری

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت9:40توسط سام | |

دعوا اره درست نوشتم امروزه بخاطر کسی که دوستش

دارم با داداشش دعوا کردم اونم بخاطر عشقم خلاصه سرتنو

درد نیارم چه دعوایی بود الان نزن کی بزن اما دیگه از این دعوا تصمیم

گرفتم دوست داشتنم رو برای خودم نگه دارم اما دوستش دارم و میخوام براش

زندگی کنم میدونید چه جوری میخوا ازبرم جای دیگه زندگی کنم  تا دیگه هیچکس منو

 نشناسه چطورهاگه نظر دارید لطف میکنید بگید ممنون

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت22:31توسط سام | |

تو را به ابهام آخرين کلامت که گفتي ، نشانم را از باران بگير، به سبزي بهاري که غمگين ترين پائيز است به عطر ياس سجاده ات که مرا تا بي نهايت با خود برد ، به پاکي دعاهاي سبز شبانه ات ، به احترام اولين سلامت و به تلخي آخرين نگاهم

                                                    دوستت دارم.


دنيا دو روز است ، يک روز با تو و يک روز عليه تو
.
روزي که با توست مغرور نباش و روزي که عليه توست صبور باش
.
چون هر دو پايان پذير است

 

+نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت22:19توسط سام | |

شیما جان تولدت مبارک اومیدوارم ۲۰۰ساله بشی 

تولد  تولد  بیا شعمارو فوت کن که صد سال زنده باشی

البته شیما خانوم عشق من نیست بلکه یه رفیق اینترنتی (وبلاگی)

 

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت19:29توسط سام | |

سلام فاطمه خانوم قبول اما من ادرس شما رو سيو نكردم اكه ميشه ادرس  خودتونو بنويسيد  و وبلاك در مورد جي باشه

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت17:51توسط سام | |

نزدیکی آدما به اندیشه هاشونه نه مسافت خونه هاشون
اونم توی دنیا ارتباطات یا دهکده ی جهانی فاصله بی معنیه
بهم می رسیم دورت نمی زنم ولی وقت می خواد بهم رسیدن
اولین اندیشه بعد بقیه اش قبول ؟

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت17:32توسط سام | |

بوسه اسم است چون عمومي است بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل می کند 


+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت9:43توسط سام | |

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب.....                                                         بوسه یعنی مستی از مشروب عشق..... 

بوسه یعنی آتش و گرما و تب..........

بوسه یعنی لذت از دلدادگی، لذت از شب، لذت از دیوانگی....... 

بوسه یعنی حس خوبی طعم عشق، طعم شیرین به رنگ سادگی........ 

بوسه یعنی آغازبرای ماه شدن، لحظهء بادلبر تنهاشدن...........

بوسه سر فصل کتاب عاشقی........

        بوسه رزم وارددلهاشدن.........

                بوسه آتش میزندبر جسم و جان......

                        بوسه یعنی عشق من با من  بمان....       

             

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت9:39توسط سام | |

به جز تو هيچ چيز اين دنيارا

      جدي نگرفتم حتي ...............

                عشق را!!!!!!!!

تا حالا برای عشقت اینکارو کردی

من اینکارو کردم شاید احمقانه باشه

به نظر شما اما عاشقم.............

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت23:58توسط سام | |

‌‌گناهي ندارم ولي قسمت اينه كه چشماي كورم به راهت بشينه براي دل من واسه جسم خستم مني كه غرورو تو چشمات شكستم سر ازكار جشمات كسي در نياورد كه هركي تورو خواست يه روزي بد اورد براي دل من واسه جسم خسيتم مني كه غرورو تو چشمات شكستم واسه منكه بر عكس كار زمونه يكي نيست كه قدر دلم رو بدونه گناهي ندارم ولي قسمت اينه كه چشماي كورم به راهت بشينه

+نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت10:47توسط سام | |

ای رفیق امروز ندانی کیستم

فردا ایی که دگر نیستم .............!

زمونه

دلم هیرون از کار زمونه که هرکی خوشگله نامهربونههههههههههه!

+نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت10:1توسط سام | |

نچشدی درد دوری اگه می چشیدی این قدر از من دوری نمی کردی

+نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت9:42توسط سام | |

منو بگو به پای تو مونده بودم

منو بگو بخاطرت از همه جا رونده بودم

منوبگو بی اختیار گریه میکردم واسه تو اخرشم زجرم دادی

منی که با وفا بودم

+نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت9:33توسط سام | |

گناه من چیه که دوستت دارم

+نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت23:8توسط سام | |

به یاد تهنا عشقم

+نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت22:54توسط سام | |

عشق هرگز

اي عشق مدد کن که به سامان برسيم
چون مزرعه تشنه به باران برسيم
يا من برسم به يار يا يار به من
يا هردو بميريم و به پايان برسيم
مي رسد روزي .......

ارزو...........

 

آرزو دارم شبي عاشق شوي

آرزو دارم بفهمي درد را

تلخي برخورد هاي سرد را

مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني

مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني

مي رسد روزي که شب ها در کنار عکس من

نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کنيدوست دارم

دوستت دارم...........

امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم
خورشيد فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم
بدرقه لازم ندارم ميرم عزيزترين
نذار بمونه پا ره قلبمو بردار از زمين
دوست دارم براي تو فقط يه حرف ساده بود
غافل از اينکه قلب من منتظر اشاره بود
دوست دارم

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت10:16توسط سام | |

امروزيعني 14/7/87روز خيلي خوبي براي من بود جون كسي دوستش دارم رو ديدم وتونستم كلي باهاش حرف بزنم وهرجي حرف دارم بهش بكم اما اون منو دوست نداره جون دوست نداره بايكي باشه حالا من موندم جيكار كنم حالا من از شما دوستاي خوبم ميخوام كه به من كمك كنيد كه جيكار كنم ممنون ميشم اكر هم دوست داشتيد برام مسيج كنيد ۰۹۳۶۹۸۹۱۴۲۲

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت0:12توسط سام | |

چه قدر سخته

چه قدر سخته وقتی ادم دیگه یاری نداره

چه قدر سخته وقتی ادم دلداری نداره

چه قدر سخته وقتی عاشق بخواد چیزی بگه

ولی با عشق سروکاری نداره

چه قدر سخته ببینه واسه درد و غمش

واسه یه روز خوشش همراهی نداره

اره سخته چرا سخته

بدونی بی وفایی بوده ورفته

بی وفایی ببین ما عاشقا جایی نداره

چه قدر سخته

چه قدر سخته

وقتی یاری نباشه

چه قدر سخته

چه قدر سخته

دل از یارش جدا شه

چه قدر سخته

وقتی عاشق بخواد چیزی بگه

غم و غصه همیشه رو صداش باشه

چه قدر سخته ببینه واسه درد غمش

واسه روز خوبشش یه همراهی نداره

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت0:34توسط سام | |

اری اغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایا دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت11:31توسط سام | |

سلام :

درد دلم رو برات از کجا بگم؟

چی بگم واز کجا بگم ؟

اخه عزیزم تو که خودت میدونی چی میخوام بگم؟

کاش میشد کاش یه هفت هشت ماهی برمیگشتی به عقب؟

عزیزم چی شده؟

یه خرده فکر کن؟

اصلا میدونی تواین هفت هشت ماه به من چی گذشت؟

چرا از من غافل شدی ؟چرا گاهی اوقات منو به کلی فراموش میکنی؟

مگه من چی کار کردم؟

مگه ما همون دوتا نیستیم که اگه یکیمون نبود میخواستیم دنیا نباشه؟مگه نیستیم؟

پس چرا الان اینطوری شدی منکه روی عشقم موندم اما تو............!!!!

بعد از این همه مدت چرا رابطمون این همه سرد شده منکه نمیدونم!!!

چرا من برات یه غریبه شدم برات منم همون عاشق سینه چاکت!!

چرا حرفامو باور نداری ؟ چرا میگی دلت از سنگ شده؟

کاش یه روزی جواب این همه سئوال رو میدادی.......کاش........

اما تو همونی.......

همونی که مثل همیشه همه چیز رو از من پنهون میکنی.

واین بد تری چیزه که منو زجرم میده.

کا این عادت رو از سرت میگرفتی کاش می فهمیدی که دوتا عاشق

هیچی ندارن که از هم پنهون کنن وبایی از همه چیز هم باخبر باشند.

کی شده که من یه چیزی رو ازت پنهون کنم؟

کاش اون روزا برگرده .........

کاش تو همون ...........مهربون بشی........

همون که صداش میکردم میگفت چه هانی(عسل)

نه اونی باشی که به من بجای تو بگه شما!

اونقدر تو دلم حرف هست که نمیدونم بگم؟

حرف اخرم اینه........

اگه منو بخوا هیچ لغزشی تو کارت نمیاد.

اما یه روز بر گرد منتظرتم ........

دوستت دارم...........

 

فقط بخاطر تنهاعشقم

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت11:19توسط سام | |

دیگه از زندگی خسته شدم

خدایا دیگه طاقت ندارم

تا کی تنها؟؟؟تا کی منتظر باشم؟؟؟

دلم میخوا همین روزا از دنیا برم!!!

اخه تا کی اشک تنهایی بریزم؟؟؟

تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟خدایا؟؟؟؟؟؟؟

یه هم زبون داشتن ارزوی بزرگیه؟؟؟؟

اگه دوسم نداری منو از این دنیا ببر!!!

دیگه نمیخوام توی این دنیا باشم!!!

کاش میشد قلبم رو در می اوردم وبه همه نشون میدادم که قلبم پاکه....پاکه!

اخه تنهایی تا کی ؟؟؟؟؟خدایا تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت10:39توسط سام | |

انکسی که شبهابربالین مابیدار می ماندمادربود.
انکسی که باشادی ماشادوباغم ما غمگین تر بود مادربود.
انکسی که تنها ترین تنها بود مادر بود.
فدای تمام مادران!

+نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت13:31توسط | |